السيد الطباطبائي

313

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و اگر او را به وسيله انبيائش و رسولانش و حجت هايش عليهم السلام اجمعين ، شناخته باشيم ، مبعوث كننده و فرستنده آنان كه آنان را حجت قرار داده ، خداوند است . و اگر خدا را به وسيله نفس خودمان شناخته باشيم ، نفس ما را نيز خداوند به وجود آورده است . پس در هر صورت ، خدا را به وسيله خدا شناخته ايم . امام صادق ( ع ) فرموده است اگر خدا نبود ( اگر خدا ما را به شناخت متمكّن نمى كرد ) نمى توانستيم او را بشناسيم ، و اگر ما « ائمّه » نبوديم خداوند شناخته نمى شد . معنى اين سخن اين است : اگر ائمّه ( ع ) نبودند خداوند آن طور كه بايد ، شناخته نمى شد و اگر خداوند ( متمكّن نمى كرد ) ائمّه شناخته نمى شدند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : معناى حقيقى « معرفة الله بالله » در روايت عبدالاعلى به طور اشاره ، خواهد آمد . و اما آن چه صدوق رحمه الله گفته و گمان كرده كه « شناخت » از ناحيه خداوند است و اكتسابى نيست ، خارج از مراد اين حديث است . بررسى : مرحوم طباطبائى دو موضوع را آورده است : 1 - معناى صحيح « معرفة الله بالله » در حديث عبدالاعلى خواهد آمد . 2 - مى گويد : صدوق معتقد است كه « شناخت » مستند به خداوند است و اكتسابى نيست . 3 - در حالى كه اين حديث كارى با « استنادى يا اكتسابى بودن شناخت » ، ندارد و اين موضوع از مراد حديث خارج است . اما به خوبى روشن است اولًا : باز علامه طباطبائى ، توجه لازم را به سخن صدوق ( ره ) نكرده است ؛ او نمى گويد شناخت مستند به خداوند است و مكتسب نيست . بل مى گويد : « شناخت هم مستند است و هم مكتسب » زيرا امكانات اكتساب را خداوند به بندگانش داده